خرید بک لینک
اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم می سوزدجگرم سوخت ولی از اثر زهر نبودجگرم از غم مادر-پدرم می سوزدلحظه ای هم نرود از نظرم آتش دردائما فاطمه،پیش نظرم می سوزدزینب از غم من اشک مریز و بنگروز غم کرب و بلا چشم ترم می سوزد فکر گودالم و زانوی حرامی به کمرخواهر از غصه ی آن تن،کمرم می سوزد می کشد شمر سرش را به روی خاک زمینمن به یاد سر پاشیده،سرم می سوزدشاعر:محمود اسدی موضوعات مرتبط: شهادت امام حسن ع

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 17:39

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)اینکه از زهر جفا جای به بستر داردطشتی از خون دل خویش برابر داردچشمهایش به در و منتظر آمدنیستزیر لب زمزمه مادر مادر دارد جگرش سوخته از یک غم و یک غربت نیستداغ ارثیست که در سینه مکرر داردزهر تنها کس و کار دل او گشت اگریادگاریست که از کینه همسر دردلحظه های سفرش در بغلش می گیردچادری را که بوی یاس معطر داردآرزو داشت نمی دید در آن کوچه تنگمادرش روی زمین لاله پرپر دارد گفت با گریه حسینم تو دگر گریه مکنکه حسن میرود و سایه خواهر دارد آه... لایوم کیوم تو که در صحرا کیست؟جسم صدچاک تو از روی زمین برداردشاعر:محمد علی بیابان موضوعات مرتبط: شهادت امام حسن ع

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 17:39

شب جمعه حرمت بوی محرم داردبانویی کنج حرم مجلس ماتم داردشب جمعه شده و باز دلم رفت حرمدل آشفته ی من، صحن تو را کم داردمادرت روضه گرفته است برایت آقازیر لب زمزمه وای حسینم داردبیرق روضه عیان است ز روی گنبدمجلس روضه همانجاست که پرچم داردگریه ی مادرتان عرش خدا را لرزاندروضه آه بُنَیَّ چقدر غم داردحجره های حرمت پر شده از ذکر حسینهر که آید به حرم نام تو را دم دارددر هوای لب خشکت به لب آب فراتچشم هر زائرتان چشمه ی زمزم داردعطر سیب حرمت از سر شب تا به سحربرده غم از دل هرکس که به دل غم داردفطرس امشب چقدر بر تو سلام آوردهفطرس انگار خبر از همه عالم داردمصطفی قربانعلی موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی، اشعار شب جمعه امام الزمان ع

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 20:29

وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفتدر سرسرای عرش معلا سرا گرفتقربان عاشقی که دلش بیقرار شدبعد از نماز شب ز خدا کربلا گرفتحال و هوای هیئتتان خوشتر از بهشتبا چای روضه بود که دل ها جلا گرفتصد مرده زنده می شود از ذکر یا حسینارباب ما شِفای مسیح از خدا گرفتزهرا نوشت نامه، خدا هم قبول کردباید وجود گریه کنان را طلا گرفتبال ملک به زیر قدم های زائرشاما خودش ز دار جهان بوریا گرفتتفسیر سوره ای که به نیزه نشسته استباید فقط ز دختر شیر خدا گرفتتن های کشتگان همه در زیر سُم اسبخورشید اهل بیت، روی نیزه جا گرفتوقتی فضای روضه مکشوفه گشته بازخواهی بگویمت که چرا دل نوا گرفت؟مادر میان قتلگه و شمر هم رسیدمویش کشید و بعد برید و هوا گرفتلرزید دست و پای کَریهش ولی به عمدسر را مقابل حرم و بچه ها گرفتخورشید هم تحمل این صحنه را نداشتفورأ غروب کرد وَ عالم عزا گرفتپالیزدار موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 20:29

چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسینبا زبان اشک های بی صدا گفتم حسینیاد تو شرط قبولی نمازم بوده استدر قنوت خویش بعد از ربنا گفتم حسینماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارهاآمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسیننام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علینام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسیندر مناجات شب جمعه نمی دانم چه شدبا دلی غم بار گفتم کربلا، گفتم حسینحالا به یاد قدیمی ها هر کی بلده:شب های جمعه فاطمه، با اضطراب و واهمهآید به دشت کربلا، گردد به دور قتلگاهگوید حسین من چه شد؟ نور دو عین من چه شد؟ موضوعات مرتبط: امام حسین مناجاتی

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 20:29

اشعار مسیر کوفه تا شام – مهدی رحیمیدر گیر و دار غائله زینب اگر نبودشلاق بود و سلسله زینب اگر نبودمیداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه راآن شب میان قافله زینب اگر نبودما بین کربلا و همین روضه های ماتا حشر بود فاصله زینب اگر نبودبین صبور های جهان در کتاب هایک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبودذُخرالحسین بود برای مسیر شامدر قصه ی مباهله زینب اگر نبوداز شام تا به کوفه از این بیشتر یقینپا می گرفت آبله زینب اگر نبودقطعا پیام کرببلا جاودان نبودیک پای این معادله زینب اگر نبودصبر سکینه نیز به سر می رسید زوددر کوچه ها محصل زینب اگر نبودکشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بوددر شام و کوفه ساحل زینب اگر نبودمهدی رحیمی موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:11

زنوک نی برادر نگاهی کن بخواهرتکلم کن عزیزم ببین ـ حال دخــتر هلال زینب ـ نظر کن امشب که هستم در تب حسیناآه و واویلا ۳ حسینـــــاسرت شد سایه بانمتو نور دیده گانــــمبخوان قرآن حسینمتو ای ــ مهربانـــــمببین چشمانم ـ عزیـــز جانـــــم به تـــــو گریانم حسیناآه و واویــــلا........زحال من عیان اســـــتدو چشمم خونفشـانستمیان سیــــــنه مـــــنچه قلبــی ـــ نهان استسرت خونین است ـ دلم غمگین است ــ نوایم اینست حسیناآه و واویــــــلا.........عیسی دین محمدی موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:11

حضرت زینب(س)کوفه -( از روی نیزه بر من غمگین نظاره ای )از روی نیزه بر من غمگین نظاره ایحرفی کنایه ای سخنی یا اشاره ایپلکی بزن که حال حرم روبه راه نیستکافی است بزم سوختگان را شراره ایسوسو بزن به سوی من ای سوی دیده امدر آسمان به جز تو ندارم ستاره ایدستم نمی رسد به سر نیزه ات اگردر دست زینب است گریبان پاره اییک قتلگاه رفتی و صد قتلگاه من...گشتم به هر دیار حسین دوباره ایچشمم کبود گشت و جدا از سرت نشداز بحر بر کنار نگردد کناره ایبا هر تکان نیزه تکان می خورد سرتجانا به گوش نیزه مگر گوشواره ایپیشانی ات شکست که پیشانی ام شکستآیینه بی خبر نشود از نظاره ایجایش به روی صورت من درد می گرفتمیخورد تا که بر رخ تو سنگ خاره ایبی پوشیه به پیش نگاه حرامیانجز آستین پاره نداریم چاره ای موضوعات مرتبط: مسیر کوفه تا شام

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:11

صفحه بندی